|
گشایش
|
||
تا گنج ِ غمت در دل ِ ویرانه نهان است
همواره مرا کنج ِ خرابات مُقام است ...
این بار ، با نهایت احترام و بوسه ای بر دستان ، تقدیم به استاد ه.ج ... استاد گران قدری که با پایان یافتن ِ ترم ، سعادت ِ شاگردی اش نیز برای من به پایان رسید ... استادی که دانشگاه را برای من تبدیل به یک مکان ِ مقدس کرده بود ... استادی که هم اینک دوری اش ، دردی تلخ و رنجی عمیق را در وجودم بر انگیخته است ...
|
|