|
گشایش
|
||
تقدیم به استاد گران قدر جناب آقای امیری که این روزها دل ، سخت در هوایش می تپد...
خوش دل نه از آنم که به تارت بنوازی
احساس ِ من این است که در سوز و گدازی
آن لحظه که بر سیم زنی پنجه ی خود را
گر کفر نگویم به ثنایی و نمازی
افسوس به آوارگی ام ، زان که همه عمر
بنموده جدایم ز چنین راز و نیازی
نازم به تو استاد که این رسم بدانی
خوش باد دلت زان که همه دل بنوازی
|
|