نمی دانم ؟ واقعا نمی دانم .... در تمام طول زندگی ، هیچ گاه نفهمیدم که از زندگی چه می خواهم یا زندگی از من چه می خواهد ؟
تنها چیزی که اکنون نیاز شدید به آن دارم شانه ای ست که پذیرای هق هق هایم باشد .... شانه ی مهربانی که بتوان سالیان ِ سال سر بر آ ن گذاشت و گریست ....
|
+|
نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 16:27  توسط میلاد
|