|
گشایش
|
||
به خودش اجازه می دهد که مثل ِ تو در رگ هایم جاری باشد !!!
تو اگر ستاره بودی
همه ی سیاره های کهکشان مشتری می شدند ....
خوشا عاشق شدن اما جدایی
خوشا عشق و نوای ِ بی نوایی
خوشا در نور ِ عشقی سوختن ها
میان ِ شعله اش افروختن ها
چو عاشق از نگارش کام گیرد
چراغ ِ آرزوهایش بمیرد
نوای ِ عاشقان در بی نوایی ست
بقای عشق و عاشق در جدایی ست ....
از : مهدی سهیلی
در نتیجه بی تو هم یک جوری به سر خواهد شد ....
می خواهم از امروز کنارت باشم
مِن بعد همیشه یار یارت باشم
در لحظه ی کنسرت بزرگت ای کاش
می شد که خودم جای سه تارت باشم ...
سلام ...
امیدوارم حالت بهتر از روزهای با من بودن باشد
این جا همه چیز خوب است جز بغضی که گلویم را می فشارد
این جا فاصله ای هست که روز به روز قد می کشد
اگر جویای احوال من باشی ... هه ، چه خیال باطلی !!!
این روز ها که نه ،
این شب ها هستند که به جای تو با من هم نشینی می کنند
و ملالی نیست که از دوری ات بزرگ تر باشد
بیش از این وقت ات را پر از خجالت نمی کنم
به آن غریبه ای که اینک جای مرا در کنارت گرفته است
سلام نرسان ....
|
|